تبلیغات
کـتـابـ ـهـا - کافه پیانو| فرهاد جعفری

کافه پیانو| فرهاد جعفری


کافه پیانو
نشر چشمه

266 صفحه


روایت زندگیه مردیه که با همسرش اختلاف پیدا کرده و کافه پیانو رو زده تا بتونه با پولی که ازش به دست میاره مهریه ی زنش رو بده.


:موضوع خاصی نداره. کتاب خیلی مردونه نوشته شده یعنی یه جور جبهه گیری علیه زنها و یه طرفه به قاضی رفتن و تحمیل عقاید. طرز فکر نویسنده رو اصلاً دوست نداشتم و ادبیاتشو. فضا، نثر و شخصیت پردازی خیلی خوبی داشت با صرفه نظر کردن از فحشهایی که انقدر زیاد بود که تا آخر رمان عادی می شد. حجمش می تونست کمتر باشه. جمله های خوبی هم داشت. در کل ارزش خوندن رو داره ولی برای یه بار. با همه ی اینا نمی دونم این کتاب چی داره که باعث می شه بگم دوستش دارم :|

گلچین کتاب:


^
این که می گویند آدم ها را باید از چیزی که توی چشم شان هست یا نیست شناخت؛ چرند است. مزخرف است. آدم می تواند چیزی را توی چشمش نشان بقیه بدهد که آن نیست.

^یه نواختی بهت اطمینان می ده. اگه کسی بخواد بهمش بزنه، وحشت می کنی.

^زندگی ما زندگی جالبیه ، بین تراژدی محض و کمدی ناب ، دائم داره پیچ و تاب می خوره . یعنی یه جور غم انگیز، خنده دار ، یا شایدم یه جور خنده دار غم انگیز باشه. چیزی ام نیس که وسطشو پر کنه همه ی نکبتی ام که دچار شیم مال همینه ؛ همین که هیچی مون حد وسط نیس. هیچی مون .




موضوع: ایرانی،
برچسب ها: فرهاد جعفری، رمان،

[ 23 مهر 92 ] [ 12:41 ] [ raz ]

[ دید() ]