تبلیغات
کـتـابـ ـهـا - سال بلوا| عباس معروفی

سال بلوا| عباس معروفی

سال بلوا

نشر ققنوس
342صفحه


نوشا دختر یه سرهنگه و عاشق حسینای کوزه گر می شه که تو شهر آواره و غریبه و دنبال برادراش می گرده ولی در نهایت نوشا با وجود اختلاف سنی زیادش با دکتر معصوم ثروتمند و دارای وجهه ی اجتماعی خوب ازدواج می کنه ولی تصویر مردم از معصوم با چیزی که در واقعیت هست فرق می کنه.

:منکر نثر خوب و روون داستان نمی شم ولی شخصیت پردازی هم عنصر خیلی مهمیه و به نظر من خوب در نیمده بود. یه جاهایی اغراق داشت، یه جاهایی باورپذیر نبود، نویسنده نوشا رو اونطور که باید نشناخته بود. خیلی ها رو این کتاب تعصب دارن و جزو بهترین کتابهای عاشقانه ایرانی می دوننش ولی برای من هیچ چیز قابل توجهی نداشت جز نثر و آشفتگی خاصش. در کل یه کتاب معمولی بود.

گلچین کتاب:

^نباید هرگز به زنان و مردان عاشق خندید . همین جوری دو تا نگاه در هم گره می خورد و آدم دیگر نمی تواند در بدن خودش زندگی كند ، می خواهد پر بكشد .

^سایه ی ترس از مرگ هم بدتر است.

^زن ها همیشه مادرند و مردها بچه.

^
آدم این همه به خودش مغرور است که خیال می کند هیچ وقت از کار نمی افتد، بعد یک باره می بیند که دنیا با سرعت دور می شود و او جا مانده است.






موضوع: ایرانی،
برچسب ها: عباس معروفی، رمان،

[ 1 مهر 92 ] [ 23:24 ] [ raz ]

[ دید() ]