تبلیغات
کـتـابـ ـهـا - اومون را| ویکتور پلوین

اومون را| ویکتور پلوین

اومون را

نشر زاوش
164صفحه


اومون را پسریه که از بچگی عاشق فضا است و رویاش سفر به ماه و فضانورد شدنه... رویاشو دنبال می کنه و همراه دوستش میتیوک به مدرسه فضانوردی می رن ولی اونجا با چیزایی رو به رو می شن که انتظارشو نداشتن و رویاشون در حال تبدیل شدن به کابوسه...

:یه کتاب پست مدرن که ژانر مشخصی هم نداره و اطلاعاتی که بهت می ده با تصوری که از روسیه و صنعت فضانوردی اش داری کاملا متضاده؛ نمی دونی باید به نویسنده اعتماد کنی یا به پیشینه ای که خودت داشتی... بعضی جاها به وجدت میاره و گاهی دچار دلهره ات می کنه... کتاب، کتاب خوبیه ولی از ترجمه ش اصلا راضی نبودم.

گلچین کتاب:

^از کجا می دانستم بهترین چیزها در زندگی آن هایی هستند که تنها گوشه چشمی به آن ها می اندازی؟

^گفتم: "من برای قهرمان بودن اصلا آمادگی ندارم باملاگ ایوانویچ."
"پسره ی احمق، اومی. بفهم عزیز دلم، جوهر عمل قهرمانانه همینه، این که قهرمان همیشه کسیه که آمادگیش رو نداره. چون قهرمانی گری چیزیه که امکان نداره بشه براش آمادگی پیدا کرد. البته که می تونی یاد بگیری چه جوری بدوی طرف سوراخ آتش سنگر و خودت رو پرت کنی روش، تمام این جور چیزها رو آموزش می دیم، ولی روح عمل قهرمانی یادگرفتنی نیست، فقط باید انجامش بدی. و هر چه قدر هم قبل از کار قهرمانی تمایلت به زنده موندن بیشتر باشه برای نفس عمل بهتره."

^ کلمه ی "مرگ" درست مثل یادداشتی که برای یادآوری به دیوار می چسبانند همیشه در زندگی ام حضور داشت، می دانستم بالاخره وقتش می رسد ولی انگار نمی خواستم قبول کنم؛ حاضر نبودم نگاهی به یادداشت بیندازم.


--------------
*ها کردن پیمان هوشمند زاده رو دوست نداشتم.

*دو داستان اول گور و گهواره ساعدی بد بود ولی از داستان سوم خیلی خوشم اومد.






موضوع: خارجی،
برچسب ها: ویکتور پلوین، رمان،

[ 24 تیر 93 ] [ 21:29 ] [ raz ]

[ دید() ]