تبلیغات
کـتـابـ ـهـا - سه گانه نیویورک| پل استر

سه گانه نیویورک| پل استر

سه گانه

نشر افق
455صفحه

مجموعه 3 رمان:

شهر شیشه ای: کوئین نویسنده ی داستانای پلیسیه ؛ کارآگاه داستانهای کوئین فردی به نام ماکس ورکه که شخصیتی متفاوت با کوئین داره... کسی اشتباهی به تلفن کوئین زنگ می زنه و دنبال یک کارآگاه خصوصی به نام پل استره...کوئین با اتکا به شخصیت ورک، خودش رو به عنوان پل استر جا می زنه و بقدری درگیر ماجرای پیش روش می شه که از زندگی و خودِ قبلیش کاملا فاصله می گیره...

ارواح: آبی از طرف سفید استخدام می شه تا مردی به اسم سیاه رو زیرنظر بگیره. مدت زیادی آبی، سیاه رو زیرنظر می گیره ولی سیاه کار غیرمعمول و خاصی انجام نمی ده... آبی که انرژی و وقت زیادی رو برای این کار گذاشته از بی نتیجه بودن و کسالت آوری ش به تنگ میاد و در اصل ماجرا دچار شک می شه، تصمیم می گیره با سیاه رود در رو بشه...

اتاق در بسته: راوی داستان نامه ای از  سوفی همسر دوست قدیمی ش فنشاو دریافت می کنه. در متن نامه اومده که فنشاو بیشتر از شش ماهه که ناپدید شده. راوی به منزل فنشاو می ره و سوفی طبق در خواست فنشاو دستنوشته های اون رو به راوی که خودش نویسنده س می ده تا در صورتی که ارزش چاپ شدن داره، چاپشون کنه. از نوشته های فنشاو استقبال خوبی می شه و راوی قصد داره کتاب زندگینامه ی فنشاو رو بنویسه؛ همین درگیر فنشاو شدن و به دنبالش گشتن روال زندگی راوی را بهم میریزه...

: چیزی که این کتابو برای من با ارزش کرده شخصیت پردازیه فوق العاده شه... آدما از خودی که هستن فاصله می گیرن و دوباره به خودشون برمی گردن با دید و فکر متفاوت از قبل... با یه نویسنده ی خیلی باهوش طرفی که نمیذاره ازش جلو بزنی... ترس، دلهره، شکست و تردید شخصیتارو کاملا می شه حس کرد. بی نظیره این کتاب. حیف که اینقدر ترجمه ش بد و آزاردهنده س.


پ ن: و همچنان سانسور :|


گلچین کتاب:

^پدرم از خدا حرف می زد، می خواست بداند آیا خدا زبانی دارد. معنی اش را از من نپرسید. پدر فکر می کرد اگر بچه کسی را نبیند به این زبان حرف می زند. اما چه بچه ای را پیدا کرد؟ آها. حالا متوجه می شوید. لازم نبود بچه بخرد. البته، پیتر چند کلمه از زبان آدمیزاد می دانست. نمی شد کاریش کرد. اما پدر فکر کرد که شاید پیتر آن ها را فراموش کند. بعد از مدتی. بخاطر همین آن همه بوم بوم بوم بود. هر بار که پیتر یک کلمه می گفت، پدرش او را می زد. بالاخره پیتر یاد گرفت هیچ چیز نگوید. یا یا یا. متشکرم.

^دروغ را هرگز نمی شود پس گرفت. حتی حقیقت هم کافی نیست.

^نوشتن کاری است در تنهایی. نوشتن بر زندگی آدم مسلط می شود. به یک معنی نویسنده برای خودش زندگی ندارد. حتی وقتی در جایی حضور دارد، واقعاً حضور ندارد.

^کسی می تواند احساس دیگری را چنان درک کند که دیگر احساس خودش برایش مهم نباشد.

^آدم در زندگی به مرحله ی خاصی می رسد که بعد از آن تغییر بسیار مشکل است.





موضوع: خارجی،
برچسب ها: پل استر، رمان،

[ 25 اردیبهشت 93 ] [ 11:41 ] [ raz ]

[ دید() ]