تبلیغات
کـتـابـ ـهـا - پس از تاریکی| هاروکی موراکامی

پس از تاریکی| هاروکی موراکامی

پس از تاریکی

نشر کتابسرای نیک
195 صفحه



داستان از یک شب تا صبح در توکیو اتفاق می افته. زندگی دو خواهر (ماری و اری) رو به تصویر می کشه که هم از نظر شخصیتی و هم از نظر ظاهری با هم کاملا متفاوتن. اری مدت طولانیه که بخواب رفته و ماری شبو توی کافه ها و خیابان به صبح می رسونه و پای شخصیتای دیگه ای هم به داستان باز می شه.

:تنها ایرادی که می تونم رو این کتاب بذارم توصیفای نسبتاً زیادش بود. بخش زیادی از قسمتهای مربوط به ماری مکالمه س و مکالمه ها هم مکالمه های حساب شده و خوبیه و یه فضای واقع بینانه داره. قسمتهای اری کمتر مکالمه و بیشتر توصیفه و یه نگاه نمادی داره. کتاب خوبیه و دوستش داشتم.


گلچین کتاب:


^گاهی حس می کنم انگار سایه ام دنبال من است. ولی این چیزی است که هرگز نمی توانم از دستش در بروم. هیچ کس نمی تواند سایه اش را بیندازد دور.

^"بگو ببینم، ماری- تو به تناسخ اعتقاد داری؟"

ماری سر بالا می اندازد. "نه، گمان نمی کنم."

"پس عقیده نداری که زندگی بعدی در پیش است؟"

"چندان فکرش را نکرده ام، اما به نظرم می رسد دلیلی وجود ندارد که به زندگی دیگری بعد از این یکی عقیده داشته باشم."

"پس وقتی مُردی دیگر هیچی نیست؟"

"قاعدتاً"

"خب، به گمان من چیزی مثل تناسخ وجود دارد. شاید بهتر است بگویم می ترسم که نباشد. هیچ و پوچ را نمی فهمم. نه می فهمم و نه می توانم تصورش کنم."

"هیچی یعنی اینکه مطلقاً چیزی وجود ندارد، پس شاید لازم نباشد آن را بفهمیم یا تصور کنیم."

"آره، اما اگر هیچی این جور نباشد چه می شود؟ اگر چیزی باشد که لازم شود آن را بفهمی یا تصور کنی، چی؟ منظورم این است که نمی دانی مردن چه جوری است، ماری. شاید آدم باید راست راستی بمیرد تا از آن سردرآورد."

ماری می گوید: "خب، آره..."

کوروگی می گوید: "هروقت این جور فکرها به سرم می زند، خیلی ترس برم می دارد. نفسم سنگینی می کند و دلم می خواهد سراپا در کنجی کز کنم. خیلی راحت تر است که به تناسخ اعتقاد داشته باشی. شاید دوباره به صورت موجود ناجوری به دنیا بیایی، اما حداقل می توانی تصور کنی چه جوری می شوی -مثلاً اسب، یا یک حلزون. اگر هم یک چیز ناجور باشد، شاید دفعه ی بعد خوش شانس تر باشی."

"او...هو...ن... با این حال به نظرم طبیعی تر است فکر کنم وقتی مُردی دیگر هیچی نیست."


^این جور نیست که زندگی مان فقط به تاریکی و روشنایی تقسیم شده باشد. یک منطقه ی میانی سایه دار هم هست. کار عقل سالم تشخیص و فهم این سایه هاست. کسب عقل سالم هم قدری زمان و جد و جهد می طلبد.







موضوع: خارجی،
برچسب ها: هاروکی موراکامی، رمان،

[ 23 دی 92 ] [ 20:29 ] [ raz ]

[ دید() ]