تبلیغات
کـتـابـ ـهـا - خاطرات صد در صد واقعی یک سرخپوست پاره وقت| شرمن آلکسی

خاطرات صد در صد واقعی یک سرخپوست پاره وقت| شرمن آلکسی

خاطرات صد در صد واقعی یک سرخپوست پاره وقت

نشر افق
277صفحه


جونیور یه پسربچه سرخپوسته که از زمان تولد دچار مشکلات جسمی مختلفی بوده که به همین علت اطرافیانش هم آزارش می دن. جونیور با تشویق یکی از معلماش به مدرسه سفیدپوستا می ره و هم قبیله ای هاش بخاطر این کار اونو خائن می دونن مثل یه سیب که از بیرون قرمز و از درون سفیده.

:اولش که شروع کردم فکر می کردم با یه کتاب معمولی کسل کننده طرفم ولی هرچی جلوتر می رفتم بیشتر مشتاق می شدم و به آخرای کتاب که رسیدم آرومتر می خوندم که دیرتر تموم بشه:) از هر نظر که به کتاب نگاه کنیم حرفی برای گفتن داره... یه کتاب طنز پر از کنایه. هم تلخ و هم شیرین. ترجمه ی خیلی خوب و روونی داره. کاریکاتورهای قشنگی که به درک متن کمک می کنه و... در مجموع یه کتاب عالیه.

گلچین کتاب:

^گفتم: "هنوزم می تونه کتاب بنویسه. برای عوض کردن زندگی همیشه فرصت هست."
این را که گفتم عٌقم گرفت. هیچ هم این حرف را قبول نداشتم. آدم هیچوقت فرصت عوض کردن زندگی اش را ندارد. تمام.

^آدم های بزرگ در لبخند مرموز زدن خیلی استادند. نکند دانشگاهی جایی می روند یادش می گیرند؟

^نداری نه به آدم قوت و قدرت می دهد، نه درس استقامت. نه، نداری فقط به آدم یاد می دهد که چه طور با فقر زندگی کند.

^باور کنید، وقت هایی هست که آدم آخرین چیزی که می خواهد بشنود حقیقت است.

^یک بند کاریکاتور می کشم.

می کشم چون کلمات خیلی بوقلمون صفت اند.

می کشم چون کلمات خیلی خیلی محدودند.

اگر به انگلیسی یا اسپانیایی یا چینی یا هر زبان دیگری حرف بزنید و بنویسید، فقط درصد معینی از آدم ها منظورتان را می فهمند.
اما وقتی تصویری می کشید، همه می توانند منظورتان را بفهمند.

پس تصویر می کشم چون می خواهم با مردم دنیا حرف بزنم. و می خواهم مردم دنیا به حرفم توجه کنند.

وقتی قلم توی دستم است احساس می کنم آدم مهمی هستم. احساس می کنم وقتی بزرگ شدم شاید آدم بزرگی بشوم. مثلا یک هنرمند مشهور. شاید هم یک هنرمند ثروتمند.

برای من این تنها راه ثروتمند شدن و مشهور شدن است.

یک نگاه به دنیا بیندازید. تقریبا تمام آدم هایی که پوست تیره دارند هنرمندند. خواننده و هنرپیشه و نویسنده و رقصنده و کارگردان و شاعرند.

پس می کشم چون یک جورهایی احساس می کنم این کار تنها راه نجات من از قرارگاه است.

خیال می کنم جهان مجموعه ای از سیلاب ها و سدهای شکسته است و کاریکاتورهای من قایق های کوچک نجات اند. 





موضوع: خارجی،
برچسب ها: شرمن آلکسی، داستان،

[ 26 مهر 92 ] [ 18:53 ] [ raz ]

[ دید() ]